کتاب مبانی مددکاری اجتماعی دکتر محمد زاهدی اصل را تورق میکردم (چاپ دانشگاه علامه طباطبایی، چاپ ششم، 1390)، به مطلبی برخوردم در بخش مربوط به نظریهها، در خصوص «رضامندی و سازندگی با عضویت در گروه». ایشان نوشتهاند که فرضیه دیگر مددکاری این است که انسان از طریق گروههای اجتماعی به رضامندی و سازندگی میرسد. بر اساس این فرضیه، نهادهای اجتماعی، به خصوص خانواده، به عنوان اصلیترین و مهمترین نهاد، محور فعالیتهای حرفهای مددکاران اجتماعی قرار میگیرد.
ادامه مطلب
در باب اینکه تسهیلگری چیست کتاب بسیار نوشته شده است و فکر می کنم هر روز شاهد مطالب تازه ای هستیم که دوستان منتشر می کنند. با وجود این کتابها، به نظرم همه ما می توانیم از تسهیلگری بهره ببریم. هر چند گاهی وقتی که پای صحبت آدم ها می نشینم، آنگاه متوجه می شوم که چه نگاه تکنیکالی بر ذهن ها در مورد تسهیلگری حاکم است. البته قصد ارزیابی یا تعمیم دادن ندارم اما به نظرم جای نگرانی است. وقتی که می شنوم که می پرسند که تکنیکی برای فلان وضعیت به ما یاد بده آنگاه به فکر
ادامه مطلب
یک مقاله علمی را تحت عنوان : خط زمان مشارکتی پرو: دیدگاه بازیگران در مورد محرک های رفتاری، عاملیت و تغییر رفتار خواندم که برایم جالب بود. به نظرم آمد که در اینجا در باره آن توضیحاتی بدهم و بگویم که چرا جالب بود. نخست مشخصات علمی مقاله به انگلیسی که اگر خواستید آن را بخوانید. مقاله به انگلیسی است و پی دی اف آن قابل دسترس است: Beltran, M., Tristan, M. C., Freed, S., & Voss, R. (2024). Peru's participatory timeline: actor perspectives on behavioral drivers,
ادامه مطلب
این پست را نگه داشتم تا روز سی ام آذر فرا رسد و درست در ابتدای شب، آن را پست کنم، یادگاری باشد از شب یلدای هزار و چهار و سه. چرا شب یلدا، زیرا فکر می کنم شب یلدا، که یکی از جشن های کهن ایرانی است، مصادف است با آخرین شب پاییز و طولانی ترین شب سال، و این شب یعنی همبستگی خانوادگی و در برخی از مناطق ایران به معنای همستگی قومی هم هست. چرا می گوییم جشن کهن ایرانی، شاید به این خاطر که گذشتگان بر این باور بودند که تاریکی حتما با آمدن خورشید شکست خواهد خورد (پیروزی
ادامه مطلب
همین هفته پیش، با چند تن از دوستان در باره درس آموخته صحبت می کردیم و در حین صحبت ها، متوجه شدم که دو مفهوم «دستاورد» و «درس آموخته» را با هم اشتباه می گیرند. به نظرم پیش از این در این مورد توضیح داده بودم اما به نظر می آید کافی نیست. بگذریم. دستاورد یعنی آن بخش از نتیجه فعالیت ها در یک محله یا در روستا یا اصولاً در یک سازمان که برایش برنامه ریزی شده و حاصل خروجی های متعددی است که به واسطه فعالیت ها به دست آمده است.
ادامه مطلب
در باره تسهیلگری در این وبلاگ بسیار نوشته ایم. امروز با این نگاه به تسهیلگری نگریسته ایم که اگر قرار باشد تسهیلگری برای شکل گیری یا تقویت نوآوری اجتماعی باشد، در این صورت، چگونه فرایندی باید طراحی شود. بدون تردید این فرایندی است که با یک یا دو جلسه نشست فراهم نمی شود. طبیعی است که وقتی صحبت از نوآوری اجتماعی می شود، منظور اقدامی است تازه و خلاقانه که دارای آثار مثبتی بر جامعه است. برای مثال، گروهی که از خرده پارچه ها یا لباس های استفاده شده یا پارچه های کم
ادامه مطلب
فکر می کنم که اکثر خوانندگان وبلاگم به خوبی با نظرات آرنشتاین در خصوص نردبان مشارکت و در عین حال با دیدگاه اینجانب در خصوص پلکان مشارکت که در یکی از کتاب هایم حدود پانزده سال پیش مطرح کردم، آشنا هستند. در اینجا خیلی کوتاه به دو پله اول آرنشتاین که «مشارکت نیست» و طبیعتاً از جنس مداخله است، می پردازیم. می دانیم که آرنشتاین با این هدف این دو پله را در نظر گرفت که «دارندگان قدرت» به «آموزش» و «معالجه» مشارکت کنندگان می پردازند تا در مراحل بعدی یعنی در «مشارکت
ادامه مطلب
یکی از دوستان از من پرسیده است که در یک منظومه روستایی، چگونه می توان کمک کرد که کشاورزان به یک "زمینه مشترک" دست یابند. از نظر او، زمینه مشترک، آنجایی است که این امکان را به کشاورزان می دهد که در باره مسائل مشترکشان یعنی مدیریت آب، تأمین نهادها، استفاده از بهترین روشهای کشاورزی، به کارگیری فناوری، فروش محصول و حتی درگیر شدن در فرآوری، با هم گفتگو کنند. «زمینه مشترک» به معنای «چشم انداز مشترک» نیست زیرا برای چشم انداز مشترک، لازم است مقصدی تعریف شود.
ادامه مطلب
چند روزی است که به واسطه کاری که انجام می دهم، در باره نهاد آب می اندیشم. مقالات متنوعی را در این خصوص خوانده ام. البته نکات مهمی را دریافته ام که برایم جالب بوده است. امیدوارم دوستانی که مطلب زیر را می خوانند، بتوانند به من کمک کنند که بهتر بیاندیشم. تاریخ های داخل پرانتز زمان نوشتن را نشان می دهد (6 تیر ماه 1403). بدون شک، می دانیم که (1) "آب" منبعی است که هم رقابت پذیر است و هم نمی توان آن را محدود کرد و برای همین باید حتما توسط کسانی که از آن استفاده
ادامه مطلب
چند روزی است که حسابی در باره نهاد آب می اندیشم. مطالبی متنوعی را در این خصوص خوانده ام. برایم جالب بود. امیدوارم دوستانی که مطلب زیر را می خوانند، بتوانند به من کمک کنند که بهتر بیاندیشم. بدون شک، می دانیم که (1) "آب" منبعی است که هم رقابت پذیر است و هم نمی توان آن را محدود کرد و برای همین باید حتما مدیریت کرد. در این خصوص، می دانم که ادبیات غنی وجود دارد. همچنین می دانم که (2) آب و مدیریت آن یک امر اجتماعی است.
ادامه مطلب